سلام مهربونم.سلام شیرینی زندگیم 

33 ماهگیت مبارک هستی من

مامانی هر روز عاشق تر و دیونه تر از روز قبل میشه .خیلی دختر مهربونی هستی و اصلا طاقت دیدن ناراحت دیگرون رو نداری

جند روز پیش داشتی فیلم به دنیا اومدنت رو می دیدی.وقتی به اون صحنه رسید که مامانی رو میخواستن ببرن اتاق عمل و من داشتم توی فیلم برات بوس میفرستادم و باهات خداحافظی میکردم ....

یهویی شروع کردی به جیغ و داد و گریه کردن.هرچی بهت میگفتم مامانی چرا گریه میکنی همش میگفتی من دلم براش می سوزهههههههه ...من مامانمو میخوام 

هر چی میگفتم مامانم من که کنارتم اما تو مدام گریه میکردی و میگفتی الان خانم دکتر دلشو میبره و منو میاره بیروننننننننننن

اینقدر گریه کرده بودی که به هق هق افتاده بودی.خدا مرگم بده مامانی که تو اینقدر اذیت شدی.منو بابایی خیلی ناراحت شدیم .مهربوون مامان عاشقتم به خدا

حتی چند روز پیش داشتی کارتون برنارد رو نگاه میکردی و برنارد غذاشو داد به پنگوئن و خودش گرسنه موند دوباره شما شروع کردی به گریه کردن ومیگفتی خب الان برنارد غذا نداره که بخوره  و گرسنه میمونه...حالا باید چه کار کنه ای خداااااااااااااااااا

چند وقته که علاقه شدیدی پیدا کردی به دیدن کارتون اونم کارتون باب اسفنجی

اینقدر این شخصیت رو دوست داری که همه حرفا و حرکاتشو رو در طول روز انجام میدی

خیلی دوست داری بری مهد کودک و همش میگی مامان من میرم مهد کودک و اونجا اصلا گریه نمیکنم .تو هم برو دانشگاه من اونجا با بچه ها بازی میکنم و شعر میخونم

با همدیگه رفتیم دوتا مهد که نزدیکمون بود رو دیدیم ولی بازم هنوز خودم اماده نیستم که بزارمت مهد و هم اینکه الان فصل خیلی بدی هستش و می ترسم که مریض بشی حالا تا ببنیم  چه میشود...

 

 

 چند وقت پیش با دوستای مامان رفته بودیم پارک وشما هم با آویسا و بهار و امیر مهدی کلی بازی کردی

 

 

اینجا هم رفته بودیم باغ وحش

 

 

برای اولین بار از سرسره بادی میری بالا و کلی هم حال کردی 

 

 

موقعی که باب اسفنجی رو دیده بودی از شدت ذوق همش بالا و پایین می پریدی و میگفتی باد افسنجی سلام 

 

 

اینم  یک چشمه از هنرهای دخملی

این کاردستی رو با هم درست کردیم و کلی هم خوشحالی کردی و اسمشو گذاشتی خونه بارون

اینجا هم برات قایق درست کردم برات آب آوردم که باهاش بازی کنی که یک دفعه دیدم هیچی ازش نمونده و خورد و خمیر شده خخخخخخخ

 

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۸/٤ توسط ما دو نفر
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي