سلام به فرشته کوچولوی زندگی ما

امشب که دارم این مطلب را می نویسم هم خیلی خوشحالم و هم خیلی خیلی ناراحت. خوشحال از اینکه تو فرشته کوچولو و دوست داشتنی ما الان سالم و سلامت و با انرژی مثه همیشه داری توی خونه شیطنت می کنی و شادی رو توی زندگی ما می آری اما ناراحت از بابت اتفاق بدی که امشب برای تو افتاد

امشب که با مامان از خونه می خواستیم بریم بیرون من توی ماشین بودم و مامان داشت در خونه را می بست که تو به سمت مامان رفتی و درست وقتی که وسط پیاده رو رسیدی ناگهان یک موتور که نمی دونم اون وسط پیاده رو چکار می کرد به تو زد و تو رو انداخت زمین. داشتم سکته می کردم تا از ماشین پیاده شدم و خودم را به تو رسوندم دیدم توی بغل مامانی داری گریه می کنی و می گی بریم خونه بریم خونه. خدا رو شکر چیزیت نشده بود اما حسابی ترسیده بودی. خدا رو هزار بار شکر کردم که سالم و سلامتی. ( بین خودمون بمونه مامانی هم کلی گریه کرد.)

خلاصه اینکه امشب یکی از شب هایی بود که خدای مهربون به همراه همه فرشته هاش از تو مراقبت کردن و تو رو واسه ما حفظ کردن

خدای مهربون این فرشته معصوم و دوست داشتنی و بانمک ما رو از شر همه بدی ها حفظ کن و همیشه سالم و سلامت بدارش

 

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٢٥ توسط ما دو نفر
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي