سلام ترنم من 

39 ماهگیت مبارک عشق من ، دختر زیبای من این روزها و ماهها و سالها دارن خیلی سریع

میگذرن و من سعی می کنم در کنار تو  از لحظه لحظشون استفاده کنم و لذت ببرم .

چند روز پیش مامانی دل رو زد به دریا و ترنم خوشگله رو برد آرایشگاه و موهاتو کوتاه کرد.آخه موهات خیلی بلند شده بودن و تو نه میذاشتی توی حموم بشورمشون و نه میذاشتی که درست شونشون کنم .واسه همین تصمیم گرفتیم که موهاتو کوتاه کنیم تا خودتم راحت تر باشی.

اول بهت میگفتم ترنم بریم موهاتو کوتاه کنیم ... می گفتی نه می خوام موهام بلند بشه  مثل سی دی گیسو کمند که دارم ...اون خانمه که توی فیلم هست خیلی موهاش بلند و زرده می خوام مثل اون باشم و موهامو شونه کنم .

اما چند روز پیش که بهت گفتم ترنم بریم آرایشگاه و موهاتو کوتاه کنم ؟ تو هم گفتی بله مامان بریم بریمممممممم.منم از خدا خواستم و سریع لباس پوشیدم و رفتیم آرایشگاه

توی آرایشگاه هم خیلی خانم و آروم بودی و اصلا اذیت نکردی . خانم آرایشگر هم همش قربون صدقت میرفت و ازت تعریف میکرد

دیروز هم با خاله سحر و عمو محمد و بهار جون رفتیم پارک . تو و بهار حسابی بازی کردین.

 

اینم دختر زیبا روی من 

 

 به رسم هر سال که موقع در اومدن گلهای لاله میرفتیم پارک کوروش

فقط امسال یک کم دیرتر رفتیم و موقعی هم که رفتیم شب بود واسه همین خیلی عکسات خوب نشده

 

قربون اون تمرکز کردنت واسه  لاک زدن

 

اینم نتیجه اون همه تمرکز

 

 

ترنم و بهار

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٦ توسط ما دو نفر
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي