سلام  لپ گلی مامان 

سلام تربچه مامان 

الهی که مامان قربونت بشه،دیگه احساس میکنم طاقت ندارم بدون تو سر کنم.امیدوارم که این روزا هم به خوبی و خوشی بگذرن و من و بابایی بتونیم تورو بغل کنیم.هفته پیش رفتیم دکتر و تاریخ زایمان رو مشخص کرد.البته اگه تو دخمل خوب و صبوری باشی و نخوای زودتر بیایی 2 بهمن تو پری کوچولوی من قدم به این دنیا میذاری.هوووووووووووراااااااااااااااااااا

ایشالله هفته دیگه تخت و کمدتو میارن و من و بابایی اتاقت رو خوشگل می کنیم.و چند تا عکس هم از اتاقت میگریم و میزارم تو وبلاگت.

ایشالله که هفته بعدشم عکس خوشگل خودتو میزارم . الهی که مامان فدات بشه ،تو که نمی دونی مامان چقدر دوست داره و عاشقته.

این دفعه چند تا عکس از وسایلی که  بابایی زحمت کشیده و برات خریده رو میزارم . 

 

 

 

 

اینم شال و کلاهی رو که می خواستم برات ببافم که بالاخره تموم شد.




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ توسط سمیرا
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي