سلام به همه خوشمل خوشملا که سل می زنین به خونه من

حالم خوفه، سلامت، سل حال، این لوزا اسلا هم شیتون نیسم ها، دیلوز مامانی منو گذاشته وست آپشزخونه، خب من هم هوسله ام سل لفته بود دیگه. لفتم سلاغ ظلف لوغن و همشو لیختم لوی زمین. دیگه تقسیل من نبود که لیختن رو زمین

لوز قبلش هم وثت هال نشسته بودم باز هوسله ام سل لفت، لفتم صلاق باند زبت و با پاشنه پام خلابش کردم

خلاسه این لوزا در هال بزلگ شدن و شیتون شدم حستم، هسابی.

چند لوز پیش هم با بقیه نینی ها لفتیم پارک، کلی خوش گذشط، کلی هم گلیه کلدیم، کلی هم خوشحالی کلدیم. چند تا عکص هم از پالک واسطون گذاشطم.

این لوزا دنده عقبم خیلی آلی شده، یه بال عقب عقب لفتم زیل مبل مامانی هم زودی از عکس گلفت.

اون پالچه سفید ها هم که خیلی دوسطشون دارم، بصته دصتمال کاقزی هصتند که من با یه همله اصاصی حالشونو گلفتم.

لاستی داشت یادم می لفت من عاشق سوپ هستم،ولی این مامانو بابام حی میخوان چیزای عجیب  و غلیب به من بدن.مسلن حمین قتله آحن.آخه من عسلن دوستش ندالم خببببببببب

 

اینقدر دنده عقب رفتم تا رسیدم زیر مبل و شروع کردم به گریه کردن

 بدون شرح

 ترنم خوشمله قبل از قرار با دوستاش

 

ردیف بالا از راست به چپ : دینا . مهرسا . آویسا

ردیف پایین : محمد امین . راتین. ترنم

 

 از راست به چپ: نیره جون و محمد امین ،مریم جون و دینا ،مهرنوشی و راتین،

سمیرا و ترنم ،سحرجون و آویسا




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٦/٢٠ توسط ما دو نفر
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي