سلام به شما مهربون ها

ترنمقلب، عشق منو سمیرا  ده ماهگی را هم تموم کردهورا، ده ماه که پر شادی بود واسه ما سه نفر، پر از روز های خوب و بیاد موندیابله، که فکر کنم این روز ها را حداقل منو سمیرا تا آخر عمرمون فراموش نخواهیم کردفرشته

توی این یک ماهه اتفاق قشنگ واسم خیلی افتاده، اتفاقاتی که هر کدومش به اندازه شادی هایی بوده که توی تمام عمرمون تجربه کردیمهورا. روز دهم آبان بود که ترنم به تنهایی ایستادتشویق، اون لحظه احساس می کردم که تمام خوشی های عالم را خدای مهربون به منو سمیرا دادهماچ، با ذوق نگاهش می کردیم و براش دست می زدیمتشویق، همون روز بود که یه قدم هم برداشتهورا، وای خدای من. اولین قدم برداشتن زندگی این فرشته چقدر دیدنی بود.

بعد از اون تلاش ترنم واسه ایستادن و راه رفتن واقعا دیدنی بود، و الان تقریبا 3 قدم بر می دارهابله بعد می خوره زمین. 

البته بین این اتفاقات خوب، یه اتفاق بد هم افتاد ناراحتو اون هم خورده سرش به میز تلویزیون بود که پیشونیش زخم شدگریه، لحظه ای که قطره خون را روی پیشونیش دیدم، احساس می کردم که تمام تنم زخمی شده و درد را احساس می کردمنگران. اما این فرشته با وجود زخم روی پیشونی، اصلا اذیت نمی کرد و خیلی آروم شدفرشته، خدایا این فرشته چقدر آروم و مظلومه، همیشه خودت حافظش باشفرشته.

روز یک آذر ماه، دیدم که از دهنش آب می آد، سابقه نداشت این موضوع، و دیدم که با زبونش لثه بالاش را می خارونه، انگشت کردم توی دهنش دیدم وااااااااااااااااااااای خدای من، دندون بالاش مثه یه مروارید کوجولو از لثه اش زده بیرونهورا. باورتون نمیشه منو سمیرا چقدر خوشحال شده بودیمتشویقهورا

3 آذر هم با بقیه دوستای نینی سایتش، جشن تولد بودیمدلقک، جشن تولد یکسالگی این فرشته ها بود ( البته واسه ترم 10 ماهگی بودنیشخند) جای همه تون خالی، چقدر خوش گذشت، باید ترنم را می دیدید، حال می کرد هاشیطان.

دیروز هم سه تایی با هم رفتیم پاک جمشیدیه برف بازیهورا، البته ترنم را گذاشتیم توی کالسکه که شاکی شد، و مجبور شدیم برش داریم و چون می ترسیدیم که سرما بخورد یه کوچولو برف بازی کردیم و امدیمگاوچران

فکر کنم دیگه خیلی خیلی حرف زدم، یه چند عکس هم واستون می دارم

ترنم در حال شیطونی کردن توی صندلی غذا

 

 

 

ترنم در حال مطالعه روزنامه قهقهه

پیشونی زخمی ترنم گریه

سومین مروارید ترنم دلقک

در حال شیطنت توی آشپز خونه

 

 

ترنم روی صندلی آتلیه

اینا هم عکسای جنش تولد

 

 

 

 

 

 

 

 

کیک یک سالگی ترنم 

 

  

گیفت تولد که تی شرت بود و عکس همه نی نی ها روش چاپ شده بود 

برگه یادگاری تولد 

خاله مهرنوش و راتین_ من و مامانی

 

من و مامان و بابایی_ خاله سحر و بهار و عمو محمد 

 

مامانی و من_خاله سحر و آویسا 

 

 

این هم دو تا عکس از برف بازی

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/٥ توسط علی
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي