سلام عزیزترینم .سلام تربچه نازنازی من

مامانی چند وقته که به وبلاگت سر نزده و یه غیبت طولانی داشته

البته دوتا دلیل وجو داشته که مامانی نتونسته به وبلاگ دخترش یه سر و سامونی بده

اول از همه اینکه شما تازگیا خیییییییییییییییییلی بلا شدی و اصلا به مامانی اجازه نمیدی که بیاد سمت کامپیوتر چه برسه به اینکه من بخوام با کامپیوتر کار کنم.

دلیل دوم هم اینه که چون بابایی این ترم .ترم آخرش بود و باید پروژه پایانی شو تموم میکرد تا میرسید خونه کامپیوتر رو برمیداشت و شروع میکرد به کار کردن و مامانی به  معنای واقعی با دنیای مجازی بیگانه شده بود

وامااااااااااااااااااا

خدمت دختر ناز خودم عرض کنم که توی این چند وقته خیییییییییییییییییییلی اتفاقات افتاده که چند تاشو برات تعریف میکنم

اول از همه اینکه برای دختر گلم در تاریخ 20 بهمن تولد گرفتیم البته یه تولد خیلی کوچولو ....آخه نه اینکه ما اینجا تنها هستیم برای همین فقط چند تا از دوستای نزدیکمونو دعوت کردیم .ولی با این حال کلی بهمون خوش گذشت و شما هم تا تونستین پفک و پف فیل خوردین.

روز بعد تولدت هم رفتیم پیش عمو حسین و کلی از تو و من و بابایی عکس گرفت

ولی هنوز که هنوزه عکسارو به ما نداده . ولی در اولین فرصت که عکسارو داد حتما میزارم توی وبلاگت

 توی این مدت تربچه من سه تا دندون دیگه هم در آورده و حسابی دندون دار شده

دیگه اینکه شما خیلی دختر اجتماعی هستی و هر جا که میریم به هیچ وجه غریبی نمیکنی و تا کسی دستاشو باز میکنه سریع میری بغلشون

و حسابی شیطون شدی و میخوای تمام کاراتو خودت انجام بدی و وقتی که بیرون میریم همش میگی دست منو ول کنید تا من خودم راه برم و ما یهویی میبینم که شما نیستید و حالا باید بگیردیم و شما رو از بغل این واون جمع کنیم .اخه مامانم یه ذره حجب حیا هم بد نیست به خداااااااااااااااا

اول و دوم اسفند هم تولد من و بابایی بود و دوباره یه دونه تولد دیگه داشتیم 

همون جور که گفتم بابایی هم درسش تموم شد و من یکی راحــــــــــــــــت شدممممممممممم

داریم کم کم کارامونو میکنیم که برای عید بریم کرمان و حسابی خوش بگذرونیم .همه اونجا منتظر شما هستن آخه نزذیک به 9 ماهه که تورو ندیدن

من همش نگران بودم که میریم کرمان تو اونجا غریبی بکنی اما با این رفتارایی که از تو دیدم خیالم راحت شده

الان که دارم این مطلب رو مینویسم ساعت 2:30 دقیقه صبح هستش

چون توی طول روز وقت نمیکنم بیام پای کامپیوتر

 چه میشه کرد هرکی دختر خوشمزه و نازی مثل تو بخواد باید این کارهارو هم بکنه دیگه

اینو بدون که مامانی عاشقته و برات میمره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٥ توسط ما دو نفر
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي