سلام  دختر شیطون من قلب

که مامان عاشققققققق این شیطونیهاشه.

بعضی مواقع شک میکنم که تو دختریسوال

از بس که ماشالله شیط.ون و پر انرژی هستی .همش باید مراقبت باشم تا چشم ازت بر میدارم میبینم رفتی روی صندلی و از اونجا رفتی روی میز ناهار خوری.یا رفتی روی تاج مبل وایستادی و داری پنجره رو باز میکنی.حتی یه روز دیدم که صدات نمیاد یهویی دیدم که رفتی روی میز و داری با توری پنجره ور  میری اومدم سمتت دیدم وااااااااااااااای خدای من توری رو پاره کردی و سرت رو کرده بودیتعجب بیرون و داشتی بچه های توی کوچه رو نگاه میکنی تمام صورتت هم سیاه شده بود.حالا یکی به من بگه من با این دختر شیطونن بلا چه کنم حقش هست که درسته قورتش بدم هههههههههنیشخند

چند وقت پیش کیانا وخاله مژگان از دوستای نی نی سایتمون از مشهد اومده بودن و با هم قرار گذاشتیم و همدیگرو دیدیم و کلی بهمون خوش گذشت و تو هم خیلی با کیانا خوب بود البته تو خیلی نی نی هارو دوست داری و هر جا یه نی نی میبینی دیگه مارو فراموش میکنی و میری سمت اون و دستشو میگیری بهش میگی بیاااااااااااااااااا 

اما همین کیانا موشی وقتی که برگشت مشهد یک هفته مریض شد و خیلیییییییی حالش بد بود و ما همگی براش کلی غصه خوردیم ناراحتولی خداروشکر الان کمی بهتره

ایشالله که همه بچه ها همیشه زیر سایه پدر و مادرشون سالم و سلامت باشن الهی آمینننننننننننننننن

دیگه از کارات بگم که تازگیا به دراور گیر دادی و همش میری کشوهاشو باز میکنی و میری توش وایمیستی و جلوی آینه با خوذت حرف میزنی.که دیگه اینقدر این کار رو تکرار کردی که ما مجبور شدیم در اتاق خواب رو ببندیم اما با گریه های شما دیدیم این کار هم فایده نداره و در آخر دستگیره های کشوها رو در آوردیم و شما حالا حالتون اساسسسسسسسسسسسسسسسی گرفته شده ههههههه

ماشالله هزار ماشالله تو تربچه من خیییییییییییییلی حرف میزنیخنده و هر موقع که تلفن زنگ میخوره شما باید حتما حرف بزنی و هر چی میگیم ترنم بسه دیگه گوشی رو بده تا ما هم حرف بزنیم یک نگاهی به ما میکنی و شروع میکنی به راه رفتن و  میری توی اتاق خودت و دوباره میایی بیرون و میری توی اتاق خواب و بالاخره کل خونه رو متر میکنی و وقتی که از حرف زدن خسته شدی گوشی رو میدی و میری.

بیرون از خونه هم که دیگهه نگووووووووو . توی هر مغازه ای که میریم بعضی مواقع اینقدر حرف میزنی که بهت میگم ترنم ساکت اینقدر حرف نزن ههههههه

ولی با این وجود من این اخلاقتوخیلییییییییییییییی دوست دارم .که  از کسی خجالت نمیکشی و خیلی دختر اجتماعی هستی .عاشققققققققققققتم

امروز هم سه تایی با هم رفتیم سرزمین عجایب و منو بابایی تا میتونستیم بازی کردیم و تو هم مارو نگاه میکردی و پیش خودت میگفتی آیاااااا مامان  و بابا به این خوشحالی و خجستگی وجود داره یا نههههههههههه؟؟؟؟سوال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۳/٢٩ توسط ما دو نفر
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي