به قول یکی "چه زود دیر می‌شود."

امروز سمیرا میره کرمون. حالم حسابی گرفته هستگریه. امروز عصر وقت آزمایش داره شب هم با کوچولومون میره کرمون. کاش این خانم دکتر خداداد یه برنامه می ریخت یه هفته دیرتر می رفتنشیطان.

5شنبه رفتم واسه کوچولومون پنپرز ( اگه اسمشو اشتباه ننویسمزبان) بگیرم. چند تا مغازه را گشتم گیر نیومد. از حالا باید به فکرش باشیم. نیشخند 

هرچی به سمیرا می‌گم بابا بیا برو سونوگرافی من ببینم دخترهقلب یا پسرقلب می گه نه. می گه تو الان بفهمی دختره یا پسر می ری واسش خرید می کنی سلیقه ات خوب نیستسبز. ای بابا خب اگه سلیقم بد بود که سمیرا را انتخاب نمی کردمشیطان.

خلاصه ما موندیم تو کف حسابی...




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٤/٢٦ توسط علی
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي