سلاااااااااااام من دوباره اومدم با کلییییییییییییییی حرف

این ماه مامان و بابا همش درگیر کارای عید بودن از خونه تکونی بگیرید تااااااااااا خرید عید 

البته من فقط ناظر بودم و میدیدم که مامانی و بابایی حسابی دارن تلاش میکنن

از همه جالبتر قیافه بابا علی بود که یا از پنجره آویزون بود یا داشت دیوارهارو تمیز میکرد

ولی من بیشتر از همه اون قسمت خریدشو دوست داشتم چون هر جا که دوست داشتم میرفتم و تا چشمم به چیز جدیدی میرسید میگفتم که الا و بلا من میخوام ...

چند روز پیش که صبح از خواب بیدار شدیم دیدم که مامان داره خوشحالی میکنه و میگه آخخخخخخخخخ جون برففففففففف

بعدش منو بغل کرد و منم دیدم که همه جا سفید شده و همش به مامان میگفتم که پنجره رو باز کنه تا من برم بیرون و دستم رو بگیرم زیر برف

برای همین همگی لباس پوشیدیم و رفتیم توی پارک.... جای همگی خالی کلی برف بازی کردیم و البته من کلی هم برف خوردم ههههههههه

از حرف زدنم براتون بگم  که به قول مامانی کلیییییییییییی بلبل زبون شدم برای خودم

چند روز پیش مامان لباس پوشیده بود که بره بیرون ...

من : وااااااااااااااااااااای مامان  چه خوششششششششششل شدی عزیزم

بیا بقللللللللللل منننننن

قیافه مامان :

داشتم با کامپیوتر بابا ( که در واقع به اسم کامپیوتر ترنم شناخته میشه )نقاشی میکردم که مامانی با دستش زد به صفحه کامپیوتر

من : اااااااااااااااااااا مامان جونییییییییییی دارم نقاشی میشکممممممممممم

مامان : چه کار میکنی؟

من : عزیزم دارم نقاشی میشکممممممممم خبببببببب

قیافه مامان :

و اما چونکه ما قبل از عید داریم میریم کرمان مامانی خیلی دوست داشت که قبل از عید توی خونه خودمون سفره هفت سین بچینیم و بعدش بریم 

برای همین ما امسال عید رو چند روز زودتر به خونمون آوردیم 

من و مامانی و بابایی برای همه دوستای گلمون سال خوب و خوشی رو آرزو میکنیم و امیدواریم که همه به آرزوهاشون برسن

به قول من  که مامانی عاشق این کلمه منه

ایشالللللللللللللللله 

تا سال 92 خدانگهدار

 

مامانی با ماست برای من رنگ انگشتی درست کرد ولی من اصلا دوست نداشتم باهاشون بازی کنم تا مامان نقاشی میکرد میگفتم مامان کثیپ شد و زودی پاکشون میکردم 

 

ااااااا چرا این برفا دارن میرن توی چشمای من؟

 

 مامان شما به این میگین آدم برفی؟؟؟؟

 

 

چونکه من نمی تونم یک جا بمونم برای همین مامانی نمی تونست از من  خوب عکس بگیره نیشخند

 

 

 

بدون شرح




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱٢/٢٧ توسط ما دو نفر
   درباره وبلاگ

   آخرين مطالب

   دوستان

   آرشيو مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي